چهارشنبه , ۲ خرداد ۱۳۹۷

اینترنتی که ، اینترنت نشد (بخش اول)

 

1027

اگر همه چیز مطابق برنامه از پیش تعیین شده جلو می‌رفت، اینترنتی که اکنون می‌شناسیم هیچ‌گاه چنین رشد انفجار‌گونه‌ای را تجربه نمی‌کرد. این برنامه که سنگ بنای آن 35 سال قبل نهاده شد به‌جای پی‌گیری توسعه شبکه اینترنت، در عوض به ایجاد مجموعه‌ای جامع از استانداردهای شبکه‌های کامپیوتری منجر شد که «ارتباطات سیستم‌های باز» یا OSI (سرنام  Open Systems Interconnection) نام گرفت. معماران این مدل گروهی از نمایندگان صنعت کامپیوتر بودند که از کشورهای انگلستان، فرانسه و ایالات متحده به‌‌طور اختصاصی برای انجام این امر گرد هم آمده و در ابتدای کار رؤیای ایجاد یک سیستم بی‌نقص، آزاد و چندلایه را در سر داشتند که کاربران با استفاده از آن بتوانند به‌سادگی اطلاعات خود را در سراسر جهان با یکدیگر به تبادل گذاشته و در‌نهایت امکان ایجاد وجوه جدیدی از همکاری‌های تجاری فراهم شود.
برای مدتی به‌نظر می‌رسید که رؤیاهای آنان به‌وقوع خواهد پیوست. هزاران مهندس و سیاست‌گذار در سراسر جهان برای گسترش استانداردهای OSI دست به‌کار شدند. آن‌ها به‌سرعت پشتیبانی و حمایت بازیگران مهم را به دست آوردند: شرکت‌های کامپیوتری، شرکت‌های مخابراتی، رگولاتوری‌ها، دولت‌ها، مؤسسه‌های تنظیم استانداردهای ملی، محققان دانشگاهی و حتی وزارت دفاع ایالات متحده. در اواسط دهه 1980 میلادی پذیرش جهانی استاندارد OSI دیگر امری حتمی و قریب‌الوقوع به‌نظر می‌رسید.
با وجود این،‌ در اواخر دهه 1990 میلادی، این پروژه به‌رغم تمام دستاوردهای خود در برابر رقیبی چابک‌تر و ارزان‌تر (که تا آن زمان در مقایسه با OSI چندان هم فراگیر نشده بود) متوقف شد. رقیبی به نام TCP/IP (سرنام  Internet’s Transmission Control Protocol and Internet Protocol)، همزمان با تزلزل OSI یکی از حامیان اصلی اینترنت Einar Stefferud با شادمانی اعلام کرد: «OSI یک رؤیای زیبا است که TCP/IP به آن جان می‌بخشد!»
پس چه بر سر «رؤیای زیبا» آمده است؟ همچنان که داستان پیروزی ظفرمند اینترنت توسط طراحان آن و مورخانی که با آن‌ها کار می‌کردند ثبت و ضبط می‌شد، OSI از سوی همه به‌جز گروهی از کهنه سربازان جنگ استانداردهای اینترنت OSI به فراموشی سپرده شد. برای به‌دست‌آوردن  دریافتن این‌که چرا این اتفاق افتاد باید گریزی به اوایل تاریخچه شبکه‌سازی کامپیوتر بزنیم. دوره‌ای که مشکلات آزاردهنده هم‌گرایی دیجیتالی و برقراری ارتباطات جهانی ذهن بسیاری از دانشمندان علوم کامپیوتر، مهندسان مخابراتی، سیاست‌گذاران و مدیران صنعت را به خود مشغول کرده بود. برای درک بهتری از آن برهه تاریخی باید برای چند دقیقه ذهن را از آن‌چه که از اینترنت می‌دانیم پاک کنیم. حتی اگر می‌توانید تصور کنید اینترنت هیچ‌گاه وجود خارجی  نداشته است.

 

داستان از دهه 1960 آغاز می‌شود. زمانی که دیوار برلین در حال سر ساییدن به آسمان بود، «جنبش آزادی بیان» در برکلی ایالات متحده تازه به بار نشسته بود، نیروهای امریکایی در ویتنام مشغول جنگ بودند و در میان تمام این وقایع سیستم‌های ارتباطات دیجیتالی دوران طفولیت خود را تازه آغاز کرده بودند. این فناوری در وضعیتی قرار داشت که نیازمند تحقیقات وسیع بود و به همین دلیل ده‌ها (و بعدها صدها) نفر در دانشگاه‌ها، مراکز صنعتی و سازمان‌های دولتی برنامه‌های تحقیقاتی مهمی را حول آن دنبال می‌کردند.
نخستین نتیجه مستقیمی که از این تحقیقات حاصل شد، مفهومی تازه در حوزه انتقال داده‌ها بود که آن را Packet Switching می‌نامیدند. این ابداع که حاصل همکاری مستقل «پل باران» از Rand Corp در ایالات متحده و «دونالد دیویس» از آزمایشگاه ملی فیزیک انگلستان بود می‌توانست پیام‌ها را به بلوک‌های مجزا یا همان «بسته» تقسیم کرده و این بسته‌ها را از کانال‌های متفاوتی در سطح شبکه ارسال کند. در آن سوی مسیر هم یک کامپیوتر بسته‌ها را دوباره به فرم اولیه خودشان بازسازی می‌کرد. «باران» و «دیویس» هر دو باور داشتند که packet switching بسیار قدرتمندتر و مؤثرتر از circuit switching خواهد بود. فناوری قدیمی که در سیستم‌های تلفن استفاده می‌شد و برای هر مکالمه از یک کانال اختصاصی استفاده می‌کرد. محققان آرپا وابسته به وزارت دفاع ایالات‌متحده در سال 1969 نخستین شبکه مبتنی‌بر پاکت سوئیچینگ را به‌نام آرپانت راه‌اندازی کردند. در فاصله کوتاهی، شرکت‌های دیگر مثل آی‌بی‌ام، غول صنعت کامپیوتر آن زمان، به‌همراه چند شرکت مخابراتی بزرگ اروپایی طرح‌های جاه‌طلبانه‌ای را برای ایجاد شبکه‌های اختصاصی پاکت سوئیچینگ آغاز کردند. باوجود این‌که این شرکت‌ها رؤیای هم‌گرایی دیجیتالی را برای هر دو حوزه محاسبات (computing) و مخابرات (communications) در سر داشتند، همچنان باید نگران محافظت از درآمد ناشی از کسب‌و‌کار فعلی خود نیز می‌بودند. در نتیجه آی‌بی‌ام و شرکت‌های بزرگ مخابراتی شروع به استفاده از نسخه‌ای از پاکت سوئیچینگ کردند که virtual circuit نام گرفت. این روش بر پایه تقلید از مشخصه‌ها و رویه‌های فنی و سازمانی circuit switching طراحی شده بود.
به‌زودی و با اضافه شدن ایده‌های جدید از سوی دیگر شرکت‌ها و فعالان این عرصه توافق‌های گسترده‌ای حول لزوم تعریف برخی استانداردهای بین‌المللی با هدف رشد و ارتقای پاکت سوئیچینگ شکل گرفت. نخستین تلاش در سال 1972 و با تشکیل «کارگروه بین‌المللی شبکه» یا INWG (سرنام  International Network Working Group) آغاز شد. «وینت سرف» نخستین رئیس این کارگروه بود. دیگر اعضای فعال عبارت بودند از «آلکس مک‌کنزی» در ایالات متحده، «دونالد دیویس» و «راجر سنت‌لبوری» در انگلستان و «لوئیس پوزین» و «هوبرت زیمرمان» در فرانسه. هدف از ایجاد INWG ارتقا فرم و سبک «دیتاگرام» پاکت سوئیچینگ بود که از ابتدا پوزین طراحی کرده بود. آن‌گونه که او در سال 2012 در پاریس توضیح داده: «ذات دیتاگرام اتصال محور نیست. یعنی هیچ ارتباط مستقیمی بین ارسال کننده و دریافت کننده دایر نخواهد شد و بسته‌ها به‌صورت مجزا و پراکنده حرکت می‌کنند. مثل پروتون‌ها.» طرح ابتدایی بسیار جسورانه بود، به‌ویژه وقتی با  virtual circuit، ‌ابداع مورد علاقه آی‌بی‌ام و مهندسان مخابراتی مقایسه می‌شد.
باوجود دوری راه، اعضای INWG نشست‌های منظمی را انجام می‌دادند و اسناد فنی با هدف یافتن طراحی مناسب برای تطبیق شبکه‌های دیتاگرام با پروتکل انتقال تبادل می‌شد. پروتکل انتقال، مکانیزمی کلیدی برای تبادل بسته‌های اطلاعاتی میان انواع متفاوت از شبکه‌ها به‌شمار می‌آمد. پس از گذشت چند سال بحث و مذاکره، کارگروه در نهایت در سال 1975 به توافق دست یافت و «سرف» و «پوزین» پروتکل خود را نزد مرجع اصلی نظارت بر استانداردهای مخابراتی یعنی «کمیته مشورتی بین‌المللی تلفن و تلگراف» (با سرنام فرانسوی CCITT) ارائه کردند.

کمیته که در حقیقت در تسخیر مهندسان مخابراتی آن زمان بود، پیشنهاد INWG را به دلیل خطر بالا و عدم انجام آزمایش‌های لازم رد کرد. این اتفاق موجب شد تا «سرف» و همکارانش بسیار ناامید شوند. «پوزین» رهبر مبارزه‌جوی گروه Cyclades (یک گروه فرانسوی که تحقیقات مستقلی را در ارتباط با پروژه پاکت سوئیچینگ در داخل فرانسه انجام می‌دادند) با طعنه اشاره کرده بود که: «CCITT تا زمانی که پاکت سوئیچینگ شباهت‌هایی را با سوئیچینگ مداری داشته باشد، توجهی به آن نخواهند کرد» و در چند کنفرانس مهم از برخی شیوه‌های مورد استفاده از جانب انحصارگرایان بین‌المللی برای تحت فشار قرار دادن رقبای احتمالی انتقاد کرد. انتقاداتی که همه می‌دانستند مخاطب آن‌ها مقامات رسمی مخابرات فرانسه هستند. این صراحت و رک‌گویی به مذاق دیوان‌سالاران فرانسوی خوش نیامد و به همین دلیل در فاصله سال‌های 1975 تا 1978 کلیه سرمایه‌گذاری‌های دولتی از پروژه Cyclades خارج شد و به فعالیت «پوزین» نیز در آنجا پایان داده شد.
از سوی دیگر «سرف» نیز چنان از بن‌بست‌های بین‌المللی دلسرد شده بود که در اواخر 1975 از ریاست INWG کناره‌گیری کرد. وی همچنین از تدریس در دانشگاه استنفورد انصراف داد و یک پیشنهاد کاری را برای همکاری با «باب کاهن» در آرپا پذیرفت. سرف و کاهن پیش از آن مسئولیت ادامه کار روی دیتاگرام پوزین را پذیرفته و یک سال قبل از آن جزئیات «برنامه کنترل مراسلات» خود را در یکی از مجلات انجمن مهندسان برق و الکترونیک IEEE Transactions on Communications منتشر کرده بودند. در آن مقاله بنیان و شالوده فنی شبکه‌ای به‌نام «اینترنت» ترسیم شده بود. نامی که بعدها به شبکه‌ای که با استفاده از TCP/IP تمامی زیر شبکه‌های آرپا را به یکدیگر متصل می‌کرد اطلاق شد. چند سال بعد این دو نفر مدیریت و نظارت بر توسعه پروتکل‌های اینترنتی را از جایگاهی بر عهده گرفتند که دیگر خود قادر به کنترل کامل آن بودند: مجموعه کوچکی از مقاطعه‌کاران آرپا.
بیرون آمدن سرف از INWG شکاف عظیمی را در این کارگروه ایجاد کرد. با وجود این، هنگامی که سرف و دیگر پیمانکاران آرپا در دهه 1980 هسته اصلی جامعه اینترنت را به‌وجود آوردند، بسیاری از کهنه‌کاران INWG اتحادی بین‌المللی را ایجاد کردند که حول OSI بنا شده بود. حال دیگر دو قهرمان قصه به دو رقیب سرسخت برای یکدیگر تبدیل شده بودند.

تلاش برای لایه‌بندی: مدل مبنای OSI (ستون سمت چپ) ارتباطات کامپیوتری را به لایه‌های مجزا تقسیم می‌کند. از رسانه فیزیکی در نخستین لایه تا برنا‌مه‌های کاربردی در لایه هفتم. در مقابل‌ باوجود این‌که تقسیم‌بندی‌های TCP/IP تا این اندازه مرزبندی سفت و سختی ندارد اما همان‌گونه که در نمودار نمایش داده شده می‌توان تعبیری لایه‌بندی شده از آن به‌عمل آورد.

OSI با دخالت کمیته CCITT تضعیف و در عمل نابود شده بود اما این حقیقت به تنهایی برای پایان دادن به این پروژه کافی نبود. از این گذشته، بسیاری از استانداردهای موفق با تلاش OSI به بار نشسته بودند. هرچند این‌ها هنوز در برابر اتفاقاتی که در راه بودند هیچ می‌نمود.
در سال 1977 نمایندگانی از صنعت کامپیوتر انگلستان پیشنهاد کردند برای نظارت بر استانداردهای مرتبط با شبکه‌های پاکت سوئیچینگ، کمیته جدیدی در داخل سازمان بین‌المللی استانداردها ISO (سرنام International Organization for Standardization)  ایجاد شود. ISO یک مرجع غیردولتی مستقل بود که پس از جنگ جهانی دوم ایجاد شده بود. برخلاف CCITT سازمان ISO به‌طور اختصاصی تنها بر حوزه ارتباطات متمرکز نبوده و مجموعه وسیعی از کمیته‌های فنی را شامل می‌شد. از کمیته TC 1 با موضوع استانداردهای پیچ و مهره گرفته تا TC 17 در‌مورد فولاد. همچنین برخلاف CCITT،ISO کمیته‌ای برای استانداردهای کامپیوتر داشت و آن‌طور که به‌نظر می‌رسید، علاقه بیشتری هم به دیتاگرام‌های غیر‌اتصالی (connectionless) دارد.
این پیشنهاد انگلیسی که باید پشتیبانی امریکایی‌ها و فرانسوی‌ها را هم به‌همراه می‌داشت، با توجیه «نیاز به ایجاد استانداردهای شبکه‌ای که برای آزادی در کار مورد احتیاج هستند» مطرح شد. این استانداردها توجیهات انگلیسی هم به همراه داشتند. توجیهاتی مانند جایگزینی روش‌های محاسباتی سنتی که «دربرگیرنده سیستم‌های بسته» هستند. سیستم‌هایی که طراحی آن‌ها با «ملاحظات بسیار کمی برای احتمال کار با یکدیگر در آینده» صورت گرفته‌اند. مطرح کردن مفهوم «آزادی در کارکرد» بیش از آن‌که فنی باشد راهبردی به نظر می‌رسید و نشان‌دهنده تمایلات پیشنهاد‌ دهندگان برای رقابت با بازیگران اصلی بازار به‌ویژه آی‌بی‌ام و شرکت‌های انحصارطلب تلفن بود. همان‌طور که می‌شد پیش‌بینی کرد ISO درخواست انگلیسی‌ها را پذیرفت و «چارلز باخمن» امریکایی با تخصص در بانک‌های اطلاعاتی به‌عنوان رئیس کمیته برگزیده شد. باخمن که احترام بسیار زیادی در جمع فعالان حوزه کامپیوتر داشت، چهار سال قبل جایزه معتبر تورینگ را در نتیجه فعالیت‌های خود در زمینه ایجاد یک سیستم مدیریتی برای بانک‌های اطلاعاتی به‌نام Integrated Data Store دریافت کرده بود.

منبع : ماهنامه شبکه

Print Friendly, PDF & Email

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*