دوشنبه , ۲۸ آبان ۱۳۹۷

اینترنتی که ، اینترنت نشد (بخش پايانی)

 

1027

باخمن در یک مصاحبه در سال 2011 توضیح داد که چگونه «نگرش معمارانه» را به OSI آورد. نگرشی که در اصل الهام گرفته از تجارب وی در کار با بانک‌های اطلاعاتی و به‌ویژه Systems Network Architecture شرکت آی‌بی‌ام بود. وی مصاحبه را با توضیح در مورد یک مدل مبنا آغاز کرد که وظایف (task) مختلف ارتباطات کامپیوتری را به لایه‌های مجزا تقسیم می‌کند. برای مثال، رسانه فیزیکی (مانند کابل‌های مسی) در لایه اول جای می‌گیرند، پروتکل انتقال برای جابه‌جایی داده‌ها در لایه چهارم جای می‌گیرد و لایه کاربردی (برای کاربردهای مانند ایمیل و انتقال فایل‌ها) در لایه هفتم جا خوش کرده است. هنگامی که معماری چند لایه‌ای معرفی شد، باید پروتکل‌های مشخصی ایجاد می‌شدند. طراحی باخمن فرم خاصی از System Network Architecture شرکت آی‌بی‌ام بود. آی‌بی‌ام معماری ترمینال-کامپیوتر را پیاده کرده بود اما باخمن باید کامپیوترها را به‌عنوان اعضای یک شبکه به یکدیگر متصل می‌کرد. چنین طراحی برای برخی شرکت‌ها مانند جنرال موتورز بسیار جذاب بود. جنرال موتورز یکی از طرفداران پروپاقرص OSI در دهه 1980 بود. این شرکت در آن زمان چندین کارخانه و صدها تأمین‌کننده داشت که همه آن‌ها از مجموعه متفاوتی از سخت‌افزارها و نرم‌افزارهای ناسازگار با یکدیگر استفاده می‌کردند. نقشه باخمن این امکان را به مالکان کامپیوترها و شبکه‌های مختلف می‌داد تا تنها با تبعیت از پروتکل‌های استاندارد OSI بتوانند شبکه‌های خود را به یکدیگر متصل کرده و یک internetworking داشته باشند.
مدل مرجع لایه‌ای OSI همچنین یک ویژگی مهم سازمانی را به همراه خود به ارمغان می‌آورد: قابلیت ماجولار بودن. ویژگی لایه‌بندی امکان تقسیم کار را به کمیته داد. در حقیقت مدل رفرنس باخمن تازه یک نقطه آغاز بود. برای دستیابی به یک استاندارد بین‌المللی، هر پیشنهاد باید یک فرآیند چهار مرحله‌ای را کامل می‌کرد. این فرآیند با یک پیش‌نویس کاری آغاز می‌شد. سپس پیش‌نویس پیشنهاد یک استاندارد بین‌المللی و در انتها باید استاندارد بین‌المللی نهایی ارائه می‌شد. دستیابی به یک توافق عام و اجماع عمومی بر‌مبنای مدل مرجع OSI و استانداردهای مرتبط با آن نیازمند برگزاری جلسه‌های متعدد و طولانی در کمیته بود. نخستین جلسه رسمی OSI از روز 28 فوریه تا دوم مارس 1978 و به مدت سه روز به طول انجامید. در آن جلسه ده‌ها نفر به نمایندگی از جانب ده کشور به‌همراه ناظران چهار سازمان بین‌المللی شرکت داشتند. همه آن‌هایی که با دقت چشم به این نشست دوخته بودند کسانی بودند که منافع مالی مهمی در بازار داشتند و باید از پروژه‌های درحال اجرای خود محافظت می‌کردند. در بسیاری از موارد نمایندگان یک کشور برنامه‌ریزی‌های متفاوتی داشتند که با یکدیگر در تعارض بود. بسیاری از حاضران آن جلسه از اعضای پیشین INWG بودند که برای خارج شدن انحصار از دست آی‌بی‌ام و شرکت‌های مخابراتی هم‌دست آن (که اتفاقاً علاقه زیادی برای تسلط بر این بازار درحال رشد از خود نشان می‌دادند) امید زیادی به آینده شبکه‌سازی داده‌ها داشتند. در این میان، نمایندگان آی‌بی‌ام که سرپرستی آنان برعهده مدیر استانداردهای آن شرکت یعنی «ژوزف دی بلاسی» بود مباحث  را با چیره‌دستی هدایت می‌کردند و تلاش داشتند تا مسیر توسعه OSI را با اهداف تجاری آی‌بی‌ام در یک راستا نگاه دارند. «جان دی» دانشمند علوم کامپیوتر که پروتکل‌هایی را برای آرپانت طراحی کرده بود از اعضای کلیدی هیئت نمایندگی امریکا در آن جلسه بشمار می‌رفت. او در کتاب Patterns in Network Architecture (Prantice-2008 Hall Publication) به یاد می‌آورد که نمایندگان آی‌بی‌ام با مهارتی چشم‌گیر در مشاجرات دیگر نمایندگان مداخله می‌کردند: «آن‌ها برای این‌که چه کسی امتیاز به دست بیاورد می‌جنگیدند… و در این بین آی‌بی‌ام نمایندگان خود را مانند یک ارکستر رهبری می‌کرد. حقیقتاً خارق‌العاده بود.»

باوجود این تاکتیک‌های بازدارنده، رهبری باخمن موجب شد تا OSI با احتیاط در مسیر حرکت خود از رؤیا به سمت حقیقت سفر کند. باخمن و هوبرت زیمرمان (از بنیان‌گذاران Cyclades و INWG) موفق شدند تا اتحادی را با مهندسان مخابرات در CCITT ایجاد کنند. با این حال این مشارکت در نهایت به کشمکشی بر سر ناسازگاری‌های اساسی موجود در بینش طرفین منجر شد. زیمرمان و همکارانش با الهام‌گیری از طراحی دیتاگرام پوزین، از پروتکل‌های غیراتصالی (connectionless) دفاع می‌کردند و در سوی دیگر متخصصان مخابراتی روی «مدارهای مجازی» خود پافشاری می‌کردند. در نهایت به‌جای تعیین تنها یک برنده در این نزاع، دو طرف تصمیم گرفتند تا گزینه‌هایی را از هر دو طراحی در مدل OSI بگنجانند. نتیجه کار افزایش حجم و پیچیدگی بیش‌تر بود.
این اتحاد پریشان و نا آرام بین کامپیوتر و مهندسان مخابرات منجر به انتشار مدل مبنای OSI در سال 1984 شد. از آن زمان استانداردهای زیادی درخصوص پروتکل‌های انتقال، نامه‌های الکترونیکی، دایرکتوری‌های الکترونیکی، مدیریت شبکه و بسیاری موارد دیگر از سوی OSI اعلام شده است. OSI سپس شروع به شناسایی ضرورت‌ها کرد. شرکت‌های کامپیوتری پیش‌رو مانند  ،Digital Equipment Corp  Honeywell و آی‌بی‌ام هم تحقیقات گسترده‌ای را حول OSI آغاز کرده و به همین ترتیب، سازمان‌هایی مانند کمیته اقتصادی اروپا و مراجع دولتی در سراسر منطقه اروپا، امریکای شمالی و آسیا به بررسی OSI پرداختند. حتی دولت ایالات متحده هم که یکی از پشتیبانان اصلی پروتکل‌های «اینترنت» بود، با وجود ناسازگاری این پروتکل‌ها با مدل OSI به این قافله پیوست. وزارت دفاع امریکا به طور رسمی نتایج بررسی‌های انجام شده از سوی شورای تحقیقات ملی (National Research Council) را که در سال 1985 انجام شد و توصیه به فاصله گرفتن از TCP/IP و حرکت به‌سمت OSI داشت، پذیرفت. در همین حال وزارت بازرگانی نیز در سال 1988 قانونی را مبنی‌بر لزوم رعایت استاندارد OSI در تمامی کامپیوترهای مورد استفاده در کلیه سازمان‌ها و ادارات دولتی امریکا که پس از آگوست 1990 به‌کار گرفته می‌شوند صادر کرد.
شاید چنین قوانینی زیاده‌روی‌های اداری به‌نظر برسند اما باید به خاطر داشت که در دهه 1980 اینترنت هنوز یک شبکه تحقیقاتی به شمار می‌رفت. شبکه‌ای که مطمئناً با سرعت درحال رشد بود اما مدیران آن تا سال 1992 اجازه نمی‌دادند که ترافیک تجاری یا سرویس‌های درآمدزای دولتی روی آن قرار گیرند. در حوزه تجارت و از نظر کسب‌وکارهایی که نیازمند تبادل اطلاعات مابین انواع متفاوتی از کامپیوترها یا شبکه‌های گوناگون بودند، OSI تنها راه پیش‌رو بود.
البته، این پایان داستان نبود. در اواخر دهه 1980 کاهش سرعت در توسعه OSI همگان را به ستوه آورده بود. طی جلسه‌ای اروپایی در سال 1989 «برایان کارپنتر» از حامیان OSI سخنرانی ویژه‌ای را با‌عنوان «آیا برای OSI خیلی دیر شده؟» ایراد کرد. وی بعدها در خاطرات خود در خصوص آن سخنرانی گفت: «این تنها زمانی در تمام عمرم بود که در طی یک کنفرانس فنی حضار برای تحسین و تشویق من به پا خواستند.»
دو سال بعد، متخصص شبکه فرانسوی و عضو پیشین INWG، پوزین مقاله‌ای را با نام «ده سال با OSI – بلوغ یا طفولیت؟» منتشر ساخت. در این مقاله خلاصه‌‌ای از برخی تردیدها درمورد رشد و توسعه ISO مطرح شد: «دولت و سازمان‌های بزرگ هیچ‌گاه از انتخاب راه‌حل‌های مبتنی‌بر OSI پشیمان نخواهند شد، با وجود این، راه آسان‌تر و کوتاه‌تر، پیاده‌سازی شبکه‌ای یک‌نواخت و یک‌دست با استفاده از یک معماری اختصاصی است. درغیر این‌صورت باید سیستم‌های غیر‌همگن را با به‌کارگیری محصولات مبتنی‌بر TCP به یکدیگر متصل ساخت.» حتی برای پرچم‌داران OSI هم «اینترنت» به شکل روزافزونی جذاب می‌نمود.
احساس خطر هر روز عمیق‌تر می‌شد، پیشرفت کار کندتر می‌شد و در نهایت در اواسط دهه 1990 رؤیای زیبای OSI به پایان رسید. اهداف و ایده‌آل‌ها تغییر کردند و کوشش‌ها و تلاش‌های شبانه‌روزی در این مسیر، به شکل معناداری از التزام و تعهد سازمانی به‌سمت آزادی و سیستم‌های باز تغییر جهت یافتند. قوانین رسمی استانداردسازی بین‌المللی به هر فرد یا گروه علاقه‌مندی این امکان را می‌داد تا در فرآیند طراحی مشارکت کند و این نتیجه‌ای جز تنش‌های ساختاری، بروز ناهماهنگی و تاکتیک‌های ناسازگار و گاهی متضاد به ارمغان نمی‌آورد.
نخستین رئیس OSI یعنی باخمن از همان ابتدا انتظار بروز چنین مشکلی را داشت. در یک کنفرانس در سال 1978 وی نگرانی خود از میزان شانس موفقیت OSI را این‌گونه ابراز داشت: «مشکلات سازمانی به تنهایی به‌طرز باورنکردنی بزرگ هستند و مشکلات فنی هم بزرگ‌تر از آن چیزی که تابه‌حال کسی پیش از این در سیستم‌های اطلاعاتی به‌چشم دیده باشد. مشکلات سیاسی نیز به اندازه‌ای پیچیده‌اند که زیرک‌ترین سیاستمداران هم قادر به حل آن‌ها نیستند. می‌توانید تصور کنید که چگونه می‌توان نمایندگانی از ده شرکت رقیب در صنعت کامپیوتر را به همراه ده شرکت ملی تلفن و ده متخصص با ده ملیت متفاوت در کنار یکدیگر جمع کرد و امیدی هم به دستیابی به یک توافق قابل قبول در آینده‌ای نزدیک داشت؟»
باوجود تلاش‌های زیاد باخمن و دیگر همکارانش بار مسئولیت‌های سازمانی هیچ‌گاه از زمین بلند هم نشد. صدها مهندس همواره گوش به زنگ نتایج کمیته‌ها و کارگروه‌های مختلف OSI بودند اما نتایج مذاکرات و گفت‌وگوها آن‌چنان در هزارتوی مقررات اداری گرفتار می‌شدند که امکان تصویب سریع استانداردها امکان‌پذیر نبود. هر چیز کوچکی به مانعی بر سر مباحثات تبدیل می‌شد، حتی تفاوت‌های کوچک گفتاری در زبان‌های مختلف، مانند تفاوت در عبارات you will comply و you should comply . مهم‌ترین مطلب این که بارزترین اختلاف، بین متخصصان کامپیوتر و متخصصان مخابراتی OSI وجود داشت. تمام طرح‌های فنی و تجاری ارائه شده همواره با عدم توافق طرفین روبه‌رو می‌شدند و در انتها آزادی و ماجولار بودن که ویژگی اصلی و کلیدی راه‌اندازی این پروژه به‌شمار می‌آمدند، خود به عاملی برای توقف پروژه تبدیل شدند.
در همین حال، اینترنت درحال شکوفا شدن بود. با سرمایه‌گذاری‌های وسیع و بیش‌از اندازه دولت امریکا، «سرف»، «کاهن» و دیگر همکارانشان در برابر تأثیرات منفی سیاست و اقتصاد بین‌المللی بیمه شده بودند. آرپا و «سازمان ارتباطات وزارت دفاع» در اوایل دهه 1980 با حمایت مالی از محققان برای تعبیه پروتکل‌های اینترنتی در داخل سیستم‌های عامل محبوب و پرطرفدار، به مقبولیت اینترنت سرعت بخشیدند. از جمله این اقدامات و حمایت‌ها می‌توان به ایجاد برخی تغییرات در سیستم‌عامل یونیکس توسط دانشگاه برکلی کالیفورنیا اشاره کرد. سپس در روز اول ژانویه سال 1983 آرپا پشتیبانی خود را از میزبانی پروتکل آرپانت را متوقف کرد تا به این وسیله پیمانکاران خود را وادار سازد برای برقراری اتصال خود  TCP/IP را بپذیرند. از آن روز به‌عنوان «روز تولد اینترنت» یاد می‌شود.
همچنان که بسیاری از کاربران به OSI به‌چشم راه‌حل نهایی برای برقراری اتصالات جهانی نگاه می‌کردند، افزایش تعداد استفاده‌کنندگان از TCP/IP به اهرم فشاری برای تبدیل این پروتکل به راه‌حل عملی برای ارتباطات بین شبکه‌ای مبدل شد.
مهندسانی که در دهه 1980 به جامعه اینترنت پیوسته بودند به‌طور مکرر تعبیر اشتباهی از OSI داشتند و با کنایه از آن به‌عنوان هیولایی که زاییده بوروکراسی بی‌قاعده اروپاییان است، یاد می‌کردند. در سال 1990 یک مهندس اینترنت به نام «مارشال رز» در کتاب خود نوشت: «جامعه اینترنتی سعی زیادی در انکار جامعه OSI دارد. روی‌هم‌رفته فناوری OSI در مقایسه با فناوری اینترنت، موجود زشتی به‌شمار می‌آید.»
متأسفانه تعصب‌های جامعه اینترنت موجب شد تا از پذیرش هرگونه نقطه‌نظر فنی از سوی OSI امتناع کنند. یک مثال کلاسیک دراین خصوص واقعه palace revolt نام دارد که در سال 1992 روی داد. با وجود این که ساختار اداری و قانونی اینترنت حتی ذره‌ای هم به ساختار به ارث برده OSI نزدیک نیست، اما اینترنت هم برای خود تشکیلاتی دارد که مسئولیت راهبری و توسعه استانداردهای آن را بر عهده دارند. از مهم‌ترین این تشکیلات می‌توان به Internet Activities Board و Internet Engineering Task Force اشاره کرد. در جولای سال 1992 و در جریان جلسه‌ای در کمبریج، رهبران Mass Several روی تجدیدنظر در خصوص آن بخش از محدودیت‌های مسیردهی و آدرس‌یابی که در زمان طراحی TCP و IP پیش‌بینی نشده بودند اصرار ورزیدند.
آنان پیشنهاد کردند که انجمن درصورت عدم تصویب نکردن، حداقل توسعه برخی پروتکل‌های داخلی OSI را برای آینده نزدیک در نظر داشته باشد. صدها مهندس اینترنت برآشفته و معترض در اقدامی شورش‌وار سرانجام رهبران خود را برای توجه نکردن به خواسته‌هایشان عزل کردند.
هرچند سرف و کاهن از همان اول TCP/IP را برای مصارف کاری طراحی نکرده بودند، اما اخذ کمک‌های مالی دولتی برای پیش‌برد تحقیقات آن هم برای چند دهه، سرانجام باعث به‌وجود آمدن یک منفعت تجاری مشخص شد: پروتکل‌های اینترنت می‌توانند به‌صورت رایگان به اجرا درآیند. (شرکت‌هایی که در زمینه ساخت و فروش تجهیزات شبکه فعالیت داشتند مجبور بودند برای استفاده از استانداردهای OSI کپی‌های کاغذی را از این گروه خریداری کنند. برای هر بار یک کپی). «مارک لوینیون» یکی از مهندسان شعبه فرانسه شرکت آی‌بی‌ام در سال 2012 طی مصاحبه‌ای درخصوص حرکت صنعت کامپیوتر از سمت OSI به سوی  TCP/IP گفت: «در یک طرف شما چیزی را دارید که رایگان و در دسترس است و تنها کاری که لازم است برای استفاده از آن انجام بدهید لود کردن آن است. در سمت دیگر فناوری دارید که معماری ساختاریافته‌تری دارد. کامل‌تر است و بیش‌تر روی جزئیات آن کار شده است اما استفاده از دومی گران‌تر تمام خواهد شد. اگر شما رئیس بخش محاسبات یک شرکت باشید کدام یک را انتخاب خواهید کرد؟»
در اواسط دهه 1990 اینترنت به استاندارد قطعی برای شبکه‌سازی جهانی تبدیل شده بود. شاید از نگاه ایجادکنندگان OSI این مسئله ظالمانه به‌نظر برسد اما حالا دیگر این اینترنت بود که بیرق حمایت از آزادی و فضای باز را بر دوش می‌کشید.
امروز آن‌ها برای در امان نگاه داشتن «اینترنت آزاد» از گزند دولت‌ها، رگولاتوری‌ها و انحصارطلبان بالقوه، در تلاش و تکاپوی دائمی هستند. در سایه موفقیت‌های اینترنت، مدل OSI در بازارهای درحال رشد و نابالغ اغلب به‌عنوان نمونه‌ای از یک داستان عبرت‌انگیز برای حذر کردن از سیستم‌های اداری دست و پاگیر در زمینه استانداردسازی شناخته می‌شود. چنین تأکیدی بر شکست این مدل گه‌گاه باعث فراموشی موفقیت‌های زیاد آن می‌شود. نباید فراموش کرد که این مدل توانست نظرها را به فناوری‌های نوین جلب کرده و با انجام برخی ابداعات برای نسلی از مهندسان شبکه برای تأسیس شرکت‌هایشان، دادن مشورت به سازمان‌های دولتی و تدریس در دانشگاه‌های سراسر جهان به منبعی برای یادگیری و الهام تبدیل شود.
در ورای این بیانیه موجز از «موفقیت» و «شکست»، داستان OSI درس‌های بسیار مهمی را برای مهندسان، سیاست‌گذاران و کاربران اینترنت به ارمغان آورده. البته مهم‌ترین درس آن این است که مفهوم «آزاد بودن» می‌تواند تناقضات بسیار زیادی را در درون خود داشته باشد. مدل OSI ناسازگاری‌های ذاتی عمیقی را بین دیدگاه ایده‌آل‌گرایانه «آزاد بودن» و حقایق سیاسی و اقتصادی موجود در صنعت شبکه‌سازی بین‌المللی آشکار کرد و خود در نهایت سقوط کرد زیرا نتوانست بین منافع متفاوت و مختلف همه طرف‌های علاقه‌مند آشتی و تطابق برقرار سازد. به‌نظر شما این ماجرا برای تداوم حیات اینترنت آزاد چه درس‌هایی می‌تواند به همراه داشته باشد؟

 منبع : ماهنامه شبکه

Print Friendly, PDF & Email

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*