یکشنبه , ۳۱ تیر ۱۳۹۷

اول کلاود، اول موبایل

 

مایکروسافت در آستانه سال سی و هشتم فعالیت‌اش نام سومین مدیرعامل خود را اعلام کرد: ساتیا نادلا. پس از بیل گیتس و استیو بالمر، نادلا با چالش مدیریت شرکتی روبه‌رو است که شانزده کسب‌وکار در مقیاس میلیارد دلاری دارد و به‌زودی به لطف خرید نوکیا 130 هزار کارمند خواهد داشت. این برای نادلا فقط یک چالش بزرگ نیست، بلکه مسئله تمرکز و راهبرد هم است. اما او تنها نخواهد بود، یکی از بنیان‌گذاران و رئیس سابق هیئت مدیره، بیل گیتس نیز گام جلو گذاشته تا به‌عنوان «مشاور فناوری» در کنار نادلا باشد.

گیتس در این سمت با گروه‌های مختلی روی محصول‌های آینده کار خواهد کرد. شاید عجیب باشد که گیتس از سمت خود به‌عنوان رئیس هیئت مدیره چشم پوشیده، اما این معنای آن است که پدر مایکروسافت زمان بیشتری را در شرکت صرف خواهد کرد. روز معرفی مدیرعامل جدید، برای غول نرم‌افزاری و امپراتوری کارکنانش روزی تاریخی بود، اما ترکیب «نادلا،گیتس» برای مایکروسافت به چه معنا خواهد بود؟

با این‌که نادلا 22 سال است که در مایکروسافت کار می‌کند، عمده وقت خود را صرف محصول‌هایی کرده که اغلب در تیترهای خبری دیده نمی‌شوند. بنابراین ممکن است برای غریبه‌ها انتخابی‌بدیهی قلمداد نشود، اما آن‌ها که درون شرکت بوده‌اند شاهد تغییرشکل کسب‌وکار سرور مایکروسافت به دست او و تمرکز روی کلاود بوده‌اند که هر روز هم اهمیت بیشتری برای سازمان‌ها پیدا می‌کند. در یک «مصاحبه» غیرعادی برای مدیرعاملی نادلا راهنمایی‌های اولیه‌ای درباره راهبردهای خود برای مایکروسافت ارائه داد: اول موبایل و کلاود. او می‌گوید: «همه چیز دیجیتال و نرم‌افزارمحور می‌شود.»
در تفاوت این راهبرد با دید بالمر که مایکروسافت را یک شرکت «دستگاه‌ها و سرویس‌ها» می‌دید، شکی نیست. نادلا در پیغام اخیر خود نیز «اول موبایل، اول کلاود» را بارها تکرار کرده تا مقاصد خود به‌عنوان مدیرعامل را به وضوح نشان دهد. این به معنای رها کردن اکس‌باکس و سرفیس نیست، اما کاملاً مشخص است که نادلا کلاود و موبایل را به‌عنوان اولویت‌های نخست خود می‌بیند. برای مشخص کردن چنین آینده‌ای است که در نخستین یادداشت نادلا به کارکنان مایکروسافت اشاره‌ای به ویندوز یا آفیس نمی‌شود؛ بلکه درباره تمرکز است. نادلا در مصاحبه‌ای می‌گوید: «می‌توانم بگویم نخستین کاری که روی آن تمرکز می‌کنم این است که به‌طرز بی‌رحمانه‌ای هر مانعی که بر سر راه نوآوری ما وجود دارد، حذف کنم و سپس همه آن نوآوری را روی چیزهایی متمرکز کنم که مایکروسافت می‌تواند به شکل منحصر‌به‌فردی انجام دهد.»
بی‌رحمی برای هل داد مایکروسافت به جلو می‌تواند در کنار همراهی بیل گیتس به‌خوبی جواب دهد. در هر حال، هنوز مشخص نیست که بیل گیتس به‌عنوان مشاور فناوری چه نقش مشخصی در عرضه محصول‌های جدید خواهد داشت. قبل از آن‌که گیتس کار روزانه خود را در مایکروسافت در سال 2008 رها کند، نقدهای داخلی او از محصول‌ها آزاردهنده بود؛ توجه او به جزئیات و توانایی‌اش برای تقاضای بیش‌تر از کارکنانش باعث می‌شد برخی محصول‌ها قبل از آن‌که به بازار برسند، عمرشان تمام شود. گیتس با این دغدغه پروژه تبلت Courier را معلق کرد که دستگاه مذکور بدون یک کلاینت ایمیل دوامی نخواهد آورد. گیتس روی کارش در مؤسسه خیریه خود تمرکز کرد و «بازگشت» او به مایکروسافت برای یک‌سوم وقتش کاملاً با زمانی که عمده وقت خود را در شرکت صرف می‌کرد، متفاوت است. گیتس به‌عنوان رئیس هیئت مدیره در تصمیم‌گیری‌های  این هیئت سهیم بود، اما بعید است که نقش عمیقی را در طرح‌ریزی محصول‌ها به عهده داشته باشد. گیتس اذعان داشته که نادلا از او خواسته که پا پیش بگذارد و مشخص است که او از مدیرعامل جدید پشتیبانی می‌کند. مایکروسافت به نگهبانی نیاز دارد که به محصول‌هایی که هنوز آماده نیستند «نه» بگوید، اما شاید گیتس پس از شش سال تمرکز روی کار خارج از مایکروسافت نامزد مناسبی نباشد.
بزرگ‌ترین چالشی که مایکروسافت همچنان با آن روبه‌رو خواهد بود تغییرجهت از محاسبات مبتنی‌بر پی‌سی به سوی اسمارت‌فون، تبلت و حتی برنامه‌های تحت وب است. با این‌که تأثیر روی محاسبات سازمانی هنوز در مراحل اولیه است، مشتری‌ها به اسمارت‌فون‌ها و تجهیزاتی هجوم برده‌اند که مبتنی‌بر نرم‌افزارهای رقبایی همچون گوگل و اپل هستند. مایکروسافت به‌شدت به بازار سازمانی مسلط است و بیش‌تر کسب‌وکارها در دنیا به‌صورت روزانه از ویندوز و آفیس استفاده می‌کنند. اما زمانی فرا می‌رسد که همه سرویس‌ها و برنامه‌های سازمانی به‌طور کامل از طریق وب در دسترس خواهند بود و مایکروسافت امکان غفلت دوباره را ندارد. با وجود تمرکز نادلا روی کلاود، مشخص است که او می‌خواهد مایکروسافت برای حمله گریزناپذیر به بخش در حال رشد نرم‌افزارهای سازمانی آماده باشد. یکی از نخستین موانع نادلا به‌عنوان مدیرعامل اطمینان یافتن از این است که مایکروسافت به تمرکز روی ویندوز‌فون ادامه دهد و هچنین تصمیم‌گیری درباره این‌که آیا دسترسی به سرویس‌ها و نرم‌افزارهای آینده‌اش را از طریق پلتفرم‌های رقیب، یعنی آندروئید و iOS فراهم کند یا خیر. نهایی شدن معامله مایکروسافت برای صاحب شدن بخش تلفن همراه نوکیا پیچیدگی بسیار بیشتری به بار خواهد آورد، اما علاوه‌بر این، یک عنصر حیاتی برای سلامت ویندوز فون خواهد بود. نوکیا به عرضه ویندوز فون مسلط می‌شود و مایکروسافت در عین حالی که باید در حوزه موبایل جدی و فعال باشد – به‌ویژه در به‌روزرسانی مرتب و سریع سیستم‌عامل خود – باید انتقال نوکیا را به‌دقت مدیریت کند.
همین تصمیم‌های «بی‌رحمانه» نادلا در حوزه پلتفرم است که نقش او به‌عنوان مدیرعامل مایکروسافت را تعریف خواهد کرد. ویندوز همچنان در حوزه پی‌سی و سازمانی حکم‌فرما خواهد بود، اما این شرکت در دنیای موبایل موفقیت کمتری داشته است. حتی حضور گیتس جلوی چنین جریانی را نمی‌گیرد؛ تصور دنیایی که مایکروسافت در آن آندروئید را به شکلی پذیرفته باشد غیرممکن نیست، خواه فراهم کردن امکان اجرای برنامه‌های آندروئید روی تبلت‌ها و گوشی‌هایش باشد یا قرار دادن نرم‌افزار خود روی آندروئید یا حتی ایجاد «انشعاب» مخصوص خود از آندروئید، همچون آمازون. کاملاً مشخص است که آندروئید در حال تبدیل شدن به معادل موبایلی ویندوز است و نادلا چالش‌ها و واقعیت‌های پیش روی مایکروسافت را درک می‌کند. او یا باید سرمایه‌گذاری هنگفتی روی ویندوز فون کند یا این‌که آن را عقیم کند تا جای دیگری در دنیای موبایل چیزی نصیبش شود. در مورد آفیس نادلا با چیزی بیش از انتخاب‌های سخت مواجه است؛ جایی که پلتفرم‌های جدید در آن چالش‌های تازه‌ای تولید کرده‌اند. گروه آفیس در واکنش به دنیایی که به صفحه‌های لمسی حرکت کرده کند عمل کرد و امروزه این نرم‌افزار در حالت سنتی دسکتاپ روی میلیون‌ها تبلت مبتنی‌بر ویندوز در حال اجرا است. نسخه‌های بهینه‌شده برای لمس به‌زودی برای ویندوز عرضه می‌شوند. در حال حاضر نسخه‌هایی برای آندروئید و iOS وجود دارند، اما در مقایسه با نسخه دسکتاپ واقعاً ابتدایی و محدود هستند. متمرکز کردن گروه آفیس روی موبایل و کلاود کلید اصلی گیتس و نادلا در جهت‌دهی به این مجموعه خواهد بود. درست است که رقبا هم هنوز یک معادل بی‌نقص و کامل برای آفیس در موبایل عرضه نکرده‌اند، اما این یک فرصت طلایی برای مایکروسافت است.
در نهایت اکس‌باکس و اسکایپ باقی می‌مانند. مایکروسافت جایگاه یک دروازه را در اتاق نشیمن خانه‌ها برای کنسول خود باز کرده، چیزی که گیتس همواره به دنبال آن بود. اگر نادلا درباره اکس‌باکس و کلاود جدی باشد، پس باید هر چه سریع‌تر در جهت ایده استریمینگ کلاود شرکت حرکت کند. سونی همین حالا در حال آزمایش سرویس خود است و مایکروسافت هم نمی‌خواهد این فرصت را از دست بدهد و می‌خواهد به‌عنوان یک عرضه‌کننده کلاود در صنعت بازی و سرگرمی مطرح شود. با این‌که اسکایپ در اکس‌باکس وان اجرا می‌شود، اما مایکروسافت هنوز هیچ نوآوری خاصی در این سرویس را به سرانجام نرسانده است. این نرم‌افزار اکنون با خطر سرویس‌های رقیب همچون WhatsApp ،Google Hangouts و Facebook Messenger روبه‌رو است. درست است که اسکایپ به‌تازگی تمرکز بیش‌تری روی موبایل داشته، اما فقدان یک نسخه وب کامل یک غفلت واضح به شمار می‌آید. در یک شرکت با شعار«اول موبایل، اول کلاود»، اسکایپ بدون شک یک عنصر حیاتی است.
ممکن است راهبرد «اول کلاود، اول موبایلِ» نادلا در نگاه نخست تفاوت عمیقی با راهبرد «دستگاه‌ها و سرویس‌های» بالمر نداشته باشد، اما تحول شگرفی در راهبرد به وجود می‌آورد. او فرصت این را دارد که دورنمای تازه‌ای در طرح‌ها و برنامه‌های مایکروسافت به ارمغان آورد و – به لطف گیتس – عرضه محصولات را در مایکروسافت ارتقا دهد. اگر نادلا و گیتس بتوانند مقداری از آن نوآوری نرم‌افزاری را به موبایل بیاورند، سپس مایکروسافت می‌تواند در موقعیت مناسبی قرار گیرد تا به ساخت سرویس‌ها و نرم‌افزارهایی ادامه دهد که شرکت‌ها در دستگاه‌های خود از آن‌ها استفاده کنند. ممکن است این تلاش را در حوزه سخت‌افزار هم انجام دهد، اما مایکروسافت هنوز یک غول نرم‌افزاری است و به یقین این موضوع برای نادلا چیز بدی نیست.

منبع : ماهنامه شبکه

Print Friendly, PDF & Email

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*