جمعه , ۳۰ شهریور ۱۳۹۷

گرگ‌های خیابان فناوری – بخش پايانی

 

دمیدن هوای بیش‌تر درون حباب فناوری
ارزش توییتر، بدون هیچ شکی، برگرفته از موفقیت فیس‌بوک است. سرمایه‌گذاران توقع دارند که توییتر نیز به همان میزان، از تبلیغات درآمد به‌دست بیاورد. لو کرنر، از سرمایه‌گذاران مخاطره‌پذیر فناوری‌های نوپا و نخستین تحلیل‌گر رسانه‌های اجتماعی در وال‌استریت، می‌گوید: «در‌حالی‌که شرایط برای رسانه‌های اجتماعی، مناسب است تا بتوانند سهم‌های بیشتری از تبلیغات رسانه‌ای بگیرند، به احتمال زیاد توییتر با این مسئله به مشکل بر خواهد خورد.»
کرنر توضیح می‌دهد که: «سؤال اصلی اینجا است که بازاریاب‌ها به دنبال چه هستند؟ طبیعتاً مردم! دلیل موفقیت فیس‌بوک این است که مردم در آن حضور دارند. سؤال درباره توییتر نیز همین است که آیا طیف گسترده‌ای از مردم علاقه‌مند به حضور در توییتر هستند؟ در حال حاضر، جواب منفی است.»
براساس آمار سه ماهه اخیر (یک محاسبه آماری درباره این‌که تبلیغ‌کننده‌ها به چه مواردی بیشتر توجه می‌کنند) تعداد کاربران فعال ماهانه این سایت 241 میلیون نفر بوده است که رشد ناامید‌کننده 3.5 درصدی را نشان می‌دهد. کرنر می‌افزاید: «مسیری که توییتر امروز می‌پیماید، اصلاً بازتاب ارزشی نیست که تاکنون به‌دست آورده است.»
سخنان کرنر بازتاب گوشه‌هایی از نظرات مشابهی است که درباره توییتر شنیده می‌شود. اما آیا تمام شرکت‌هایی که سهامی عام شدند، مدل‌های کسب‌وکار پایا و باثبات هستند؟ در بحبوحه شکوفایی و اوج دهه 90، شرکت Webvan که یک سرویس تحویل جنس و کالا بود (سرویسی مشابه Ocado امروزی)، هنگامی‌که سهامی عام شد، با ارزشی حدود 1.2 میلیارد دلار قیمت‌گذاری شد، اما فقط 18 ماه بعد این ارزش به‌طور کامل درهم شکست؛ این همان حرکت روی لبه باریک موفقیت و شکستی بود که پیش‌تر به آن اشاره کردیم.
نشانه‌هایی وجود دارد از این که برخی از فناوری‌های امروزی نیز کم‌کم به سرنوشتی مشابه Webvan دچار خواهند شد، از این رو برای رهایی از این سرنوشت در حال دست‌و پا زدن هستند.

یک بازی خطرناک
شرکت Zynga، سازنده کالیفرنیایی بازی‌های اعتیادآوری همچون FarmVille و Mafia Wars، از زمانی که شرکتش را در سال 2011 سهامی عام کرد ( با ارزش 7 میلیارد دلار)، در همان سال نخست، یک میلیارد دلار سود به‌دست آورد، اما امروز این سهامی شدن بسیار بد یُمن به نظر می‌رسد؛ پس از آن، تعداد بازیکنان بازی‌های این شرکت از 300میلیون نفر به 130میلیون کاهش پیدا کرد، سود این شرکت نیز ظرف مدت یک سال 36 درصد کاهش یافت. از طرف دیگر، هزینه گزاف 180 میلیون دلاری که این شرکت برای خرید شرکت OMGPop، (سازنده بازی  Words with Friends)، پرداخت کرد، به از دست رفتن  95 میلیون دلار این شرکت منجر شد. ضمن آن‌که هنوز هم خبری از سود نیست. این یک خطر، به‌خصوص در صنعت بازی‌سازی وجود دارد. در یک لحظه شما صاحب همه چیز می‌شوید و در لحظه دیگر هیچ‌چیزی ندارید.  به‌تازگی King، سازنده بازی موبایل‌  Candy Crush Saga که با ارزشی حدود 500 میلیون دلار سهامی عام شده بود، ارزشی بالغ بر 7.1 میلیارد دلار کسب کرده است؛ یعنی ارزشی حدود چهار برابر ارزش شرکت Rockstar Games (سازنده بازی  Grand Theft Auto).
در فایل‌ها و اسناد واگذاری سهام King، به‌صورت عام، King فاش کرد که میزان رشد تعداد بازیکنان بازی‌های این شرکت بسیار کم شده است. در سه‌ ماهه نخست امسال، میانگین تعداد کاربرانی که از بازی‌های ساخت این شرکت استفاده کرده‌اند، به حول و حوش 20 میلیون نفر رسید. در حالی‌که، میانگین تعداد افرادی که به روش خرید درون‌برنامه‌ای هزینه کرده‌اند،  7 درصد کاهش یافته‌اند. کرنر فکر می‌کند که شرکت King فقط یک راه در پیش دارد و این همان راهی است که پیش از این شرکت Zynga رفته بود. او می‌گوید: «این‌گونه کسب‌و‌کارها مبتنی‌بر تعداد کاربری است که جذب می‌کنند. زمانی که این میزان به نقطه اوج خود می‌رسد، این کسب‌وکارها تصمیم می‌گیرند که سهامی عام شوند. تاریخ نشان داده است که سرمایه‌گذاری در این راه، پر خطر است.» King فعالیت‌های تهاجمی به‌خصوصی را برای محافظت از بازی ارزشمند خود (Candy Crush Saga) بروز داد که این بازی در سال گذشته به تنهایی 1.5 میلیارد دلار بازگشت مالی برای شرکت داشته است، بروز داد. برای نمونه، در ایالات متحده امریکا تا مدت‌ها هر روز شاهد تلاش این شرکت برای ثبت تجاری کلمات و عبارات روزمره، از قبیل «Candy» یا «Saga»، برای جلوگیری از هجوم کسب‌وکارهایی مشابه به مدل کسب‌و‌کار این شرکت بودیم، همانند نمونه‌ای که اکنون در بازی Flappy Bird شاهد آن هستیم. پس با وجود این مسائل و خطرها، چرا این شرکت‌ها سهامی عام می‌شوند؟ به یقین، ساخت بازی‌ برای سازندگانش علاوه‌بر ثروت بسیار، مزایای فراوانی نیز به همراه دارد؛ به این معنا که این شرکت‌ها می‌توانند هر زمان که بخواهند، از سرمایه‌شان به منظور سرمایه‌گذاری برای رشد و توسعه کسب‌و‌کارشان استفاده کنند. اما، این حاشیه امنیت ناشی از حضور فهرست بازار سهام، تقریباً به سرعت می‌تواند برای آن‌ها از بین برود. کرنر می‌گوید: «سهامی عام شدن کار دشواری است. این امر نیازمند اشتراک ایده‌ها و افکار بسیاری است. اگر شما کمی درباره مسائل تبدیل‌شدن به سهامی عام فکر کرده باشید، دیگر اصلاً به کسب‌و‌کار خود نخواهید اندیشید و در مقابل، اگر درباره مسائل تبدیل شدن به سهامی عام هم فکر نکنید، در واقع شما به سهامداران خود خسارت وارد کرده‌اید.»

پیش‌بینی آینده، پیشرفت یا ورشکستگی؟
هنگامی‌که شما در‌های مالکیت کسب‌و‌کارتان را به‌روی جهان گسترده‌تری باز می‌کنید، درواقع به گرگ‌های این بازار اجازه ورود می‌دهید. حتی بزرگ‌ترین شرکت‌ها نیز ممکن است از چنگال آن‌ها در امان نباشند. شرکت اپل یک شاهد بزرگ و مهم از این مدعا است، جایی که فقدان یک نوآوری در تولیدات این شرکت به سقوط واقعی ارزش سهام این شرکت منتج شد. در ژانویه سال 2014، به رغم شکسته شدن رکورد فروش آی‌فون، 9 درصد از ارزش سهام شرکت اپل در یک روز از بین رفت و این یک واکنش طبیعی بود از سرمایه‌گذاران زیان‌دیده‌ای که با ناامیدی از نسل بعدی آی‌فون و آی‌پد، رؤیای خود را بر باد رفته می‌دیدند. طی سالیان اخیر، با افزایش فعالیت‌های سهام‌داران ثروتمند و قدرتمندی که سعی می‌کنند با دخالت در کارهای مدیریتی شرکت‌ها و مؤسسات تغییراتی را در رویکرد آن‌ها ایجاد کنند، ‌همزمان شاهد دو برابر شدن سطح فعالیت سهام‌داران نیز بودیم.
کارل آیکان از مشهورترین این فعالان است. او با وجود سرمایه‌گذاری 1 میلیارد دلاری روی شرکت اپل، با درخواست بازخرید برخی از سهامش و توزیع درصدی از 160 میلیارد سرمایه‌اش (به‌صورت نقدی) بین سهام‌داران آن شرکت، جنگی علیه اپل برپا کرده بود. در جایی دیگر، دانیل لوب، مؤسس شرکت Third Point LLC، برای به‌دست آوردن شرکت سونی، سعی در شکستن کسب‌وکار این شرکت داشت و در این راستا قصد داشت که تغییراتی اساسی در کسب‌وکار  غول ژاپنی ایجاد کند و این شرکت را متقاعد کند تا واحد ناکارآمد و بی‌سود کامپیوترهای VAIO‌ را بفروشد. که البته سرانجام توانست این کار را سر موعد مقررش در ماه فوریه گذشته انجام دهد. گلیسون اعتقاد دارد که این ‌گونه تلاش‌های فعالان اقتصادی، می‌تواند برای فضای کسب‌و‌کار موضوع خوبی باشند. اما این‌گونه فعالیت‌ها و فعالان، به‌طور عمده و طبیعتاً کوتاه مدت هستند. او می‌پرسد: «آیا آن‌ها به دنبال انجام کارهایی هستند که برای سهام‌داران بلندمدت آن‌ها سودمند باشد یا در حال تلاش برای بازگشت مالی خویش هستند؟» کوتاه‌مدت‌نگری، تصویری است که دنیای فناوری می‌خواهد آن را فراموش کند و به گذشته بسپارد. در سال 1999، در اوج دوران شکوفایی دات‌کام، شرکت‌های فناوری اطلاعات بدون این‌که حتی وارد مرحله درآمدزایی شده باشند، توانستند وارد فهرست سهام شوند. در واقع، TheGlobe.com مثالی روشن از سرخوشی جنون‌آمیز پیرامون سهام فناوری است. پاترنات، جوانی 24 ساله، موفق شده بود ‌سایتش را به قیمت پایه 9 دلار وارد فهرست سهام کند که فقط چند روز بعد، سهام او به 97 دلار افزایش یافت و این موضوع او را یک شبه آدمی معروف و میلیونر تبدیل کرد. اما، زمانی که حباب موفقیت بازار فناوری منجر شد و اقتصاد امریکا در حال غرق شدن درون بحران اقتصادی بود، او نیز همانند هزاران نفر دیگر از بانکداران وال‌استریت، شانس خود را از دست رفته می‌دید. هنگامی‌که، بازار فناوری Nasdaq ظرف مدت دو سال 80 درصد سقوط کرد، امتیازات سرمایه‌گذاران خرد و کلان آن نیز که همه چیز خودشان را روی اهداف اغراق‌آمیز شرکت سرمایه‌گذاری کرده بودند، بر باد رفت.
گلیسون به ما اطمینان می‌دهد: «البته در اینجا تفاوت بسیار بزرگی میان جایی که ما اکنون ایستاده‌ایم و جایگاهی که 14 سال پیش از این بوده‌‌ایم، وجود دارد. امروزه فناوری تبدیل به قلب تپنده زندگی روزمره ما شده است. در آن زمان، ما زیرساخت‌های لازم برای تبدیل مفاهیم را به چیزی بیش از یک ایده نداشتیم. اکنون تقریباً زیرساختارهای متنوعی در همه‌جا وجود دارد.» شرکت‌ها به اجتناب از تکرار اشتباه‌های گذشته‌شان علاقه‌مندند. شرکتی که در سال 1999 به سهامی عام تبدیل شد، تا آن زمان فقط سه سال سابقه کاری داشت، تصور کنید اکنون که چندین سال از این تحول می‌گذرد، این شرکت هنوز به بهره‌وری و سوددهی نرسیده است. آن‌ها در حقیقت کاری می‌کنند که اجدادشان در انجام آن اشتباه کردند؛ یعنی تولید درآمد!
بنابراین، اگر این مدل‌های کسب‌و‌کار مدل‌های چندان بدی نیستند، چگونه نقاط موفقیت فناوری را به نقاط شکست آن دوختند؟ چه می‌توان کرد؟ دوست ما کرنر معتقد است که این یک سیستم سرمایه‌گذاری و کاپیتالیزم سنتی و از کارافتاده است.
او توضیح می‌دهد که بازارها دوست دارند اغراق کنند، اما وقتی واقعت عریان می‌شود، چیزی اتفاق می‌افتد که هیچ کس توقع دیدنش را هم نداشته است. حقیقت این است که زمانی که حباب ظاهری موفقیت بازار فناوری در نهایت منفجر شود، فاجعه‌‌ای مشابه سال 2000 دوباره رخ  خواهد داد.

خنده تلخ سهام:
با بزرگ‌ترین بازندگان عصر سقوط دات‌کام (سال 2000) آشنا شوید.

boo.com  
یک فروشگاه لباس و زیورآلات بود که توسط سه سوئدی بنا شد و به دلیل از دست دادن 185 میلیون دلار سرمایه در شش ماه مشهور است.

 Webvan 
یک سوپرمارکت آنلاین که پیش از Ocado به وجود آمد و در اوج خود 2/1 میلیارد دلار ارزش داشت، اما خیلی زود در سال 2001 با شکست مواجه شد و دو هزار نفر را از کار بی‌کار کرد.

Beenz     
در دوران پیش از بیت‌کوین یک واحد پولی دیجیتال بود که با وب‌گردی و خرید آنلاین به دست می‌آمد. این شرکت انگلیسی بیش از هشتاد میلیون سرمایه جذب کرد، اما در سال 2001 ورشکست شد.

pets.com
آن تبلیغ آزاردهنده عروسکی لیگ فوتبال ملی را به یاد دارید؟ pets.com پس از آن سرمایه‌گذاری تاریخی، روی هر موردی که عرضه کرد ضرر داد و 9 ماه پس از آغاز به کار محو شد.

Pulsar
این مشاور خرید در حوزه فناوری برای پدیدآورنده 21 ساله خود ثروتی 18 میلیون پوندی به ارمغان آورد؛ ثروتی که پس از یک جدال دردناک در سال 2001 ناپدید شد.

منبع : ماهنامه شبکه

Print Friendly, PDF & Email

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*